الملا فتح الله الكاشاني

205

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

هستى تو كه مطلع ميشوى * ( عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ ) * بر خيانتى از جهودان خائنه از اسماء مصادر است چون عافية و طاغية و يا صفت موصوف محذوفست اى فرقة خائنه و يا بمعنى خائن است و ها جهت مبالغه است و حاصل معنى آنست كه خيانت و غدر از عادت يهود است و عادت اسلاف ايشان كه هميشه آن را از ايشان در مييابى * ( إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ) * مگر اندكى از ايشان كه خيانت نميكنند چون ابن سلام و اصحاب او كه ايمان آورده‌اند * ( فَاعْفُ عَنْهُمْ ) * پس در گذران از ايشان اگر توبه كنند و ايمان آورند * ( وَاصْفَحْ ) * و روى بگردان از ايذاى ايشان اگر التزام جزيه كنند و گويند عفو و صفح بر سبيل اطلاق است و آن بآيهء قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه منسوخ است يا بآيهء وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ * ( إِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) * بدرستى كه خداى دوست ميدارد نيكوكاران را اين تعليل امر است بصفح و حث بر آن و تنبيه بر آنكه عفو از كافران خائن احسان است چه جاى آنكه از غير او باشد بعد از آن بيان حال يهود و ذكر حال نصارى مىكند كه * ( وَمِنَ الَّذِينَ قالُوا ) * يعنى و بعضى از آنان كه گفتند * ( إِنَّا نَصارى ) * بدرستى كه ما ترسايانيم خود را نصرانى گفتند به جهت نسبت دادن خود را بنصران يا ناصره كه قريهء بود كه عيسى در آن ميبود يا آنكه گفتند نحن انصار اللَّه و بر هر تقدير ميفرمايد كه * ( أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ ) * گرفتيم پيمان ايشان را چنانچه از جهودان گرفته بوديم * ( فَنَسُوا حَظًّا ) * پس ايشان نيز ترك كردند بهرهء وافى را * ( مِمَّا ذُكِّرُوا بِه ) * از آنچه پند داده شده بودند به آن در انجيل از ايمان آوردن بفارقليط كه محمد مرسل است صلَّى اللَّه عليه و آله * ( فَأَغْرَيْنا ) * پس برانگيختيم بشومى پيمان شكنى اصل اغرا الصاق است مأخوذ از ( غرى بالشيء اذا الصق به ) يعنى لازم گردانيديم و ملصق ساختيم * ( بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ ) * ميان ترسايان دشمنى ظاهر * ( وَالْبَغْضاءَ ) * و بغض پنهان در دل * ( إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ) * تا روز رستخيز يعنى به جهت نقض عهد ايشان را تخليه كرديم و باز گذاشتيم و سلب توفيق و الطاف نموديم از ايشان تا آنكه فرق مختلفه شدند و چون نسطورية كه قايلند به اينكه عيسى ابن اللَّه است و يعقوبيه كه ميگويند كه إِنَّ اللَّه هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ و ملكائيه كه زعم ايشان اينست كه ان اللَّه ثالث ثلثه اللَّه و عيسى و مريم و همه دشمن يكديگرند و بعضى از مفسران گفته‌اند كه معنى آن است كه دشمنى انگيختيم ميان ايشان و يهود يعنى ايشان را تخليه كرديم و نظر لطف و توفيق